اصول موفقیت در زمان رکود اقتصادی

برایان تریسی

هر کسب و کاری همواره با موانع و رکودهایی مواجه می‌شود. این رکود می‌تواند محلی یا منطقه‌ای یا حتی بین‌المللی و جهانی باشد. در حال حاضر هم نوعی رکود به صورت عمومی و جهانی و بخصوص در کشور ما وجود دارد که باعث می‌شود کسب و کارهای مختلف تولیدی و خدماتی نتوانند آن طور که شایسته است به ارائه محصول یا خدمت بپردازند و به سودآوری برسند و بتوانند هزینه‌های جاری را برآورد کرده و بقاء داشته باشند.

البته در هر رکودی، برخی کسب و کارها بدون توجه به شرایط راه خود را ادامه می‌دهند و رکود موجود کمترین تاثیر را در کار آن‌ها دارد. برخی از افراد مالک کسب و کار هم هستند که با رعایت برخی موارد، در هر شرایطی گلیم خود را از آب بیرون می‌کشند و کسب و کار خود را پابرجا و سودآور نگه می‌دارند.

چه رمزی در رفتار و عملکرد مدیران و صاحبان کسب و کارهای همیشه سودآور وجود دارد؟ چرا برخی‌ها همیشه مشتری دارند و می‌فروشند و برخی حتی در دوران رونق بازار هم شکایت می کنند و از کمبود مشتری و فروش رنج می‌برند؟ کدام رفتار و عملکرد است که می‌تواند کسب و کارها را در دوران رکود با کمترین هزینه و دردسر حفظ کند؟ چرا برخی از کسبه‌ی ما هنوز از اصول ابتدایی کسب و کار به طور کامل آگاه نیستند و فکر می‌کنند اگر پولی داشتند و کسب و کاری اگر زمانی در بورس بود آن‌ها هم اگر همان کار را شروع کنند موفق خواهند شد؟

کتاب موفقیت در زمان رکود بازار (Tough tactics for tough times) به نوعی پاسخ‌های مختصر و مفیدی برای مدیران و مالکان کسب و کار را فراهم کرده است. افرادی که دوست دارند در زمان رکود بازار و اقتصاد، با رعایت برخی قوانین و مقررات و آموزش‌های ساده که عمل کردن به آن‌ها از دست هر کسی به آسانی بر می‌آید، می‌توانند کسب و کار خود را به سلامت به سرمنزل مقصود برسانند و کمترین ضربه را از بحران اقتصادی ببیند.

در این مقالات سعی کرده ایم تا شما را با قوانین جذابی آشنا سازیم تا با استفاده از این قوانین در زمان رکود کسب و کار بهتری داشته باشید.

اقدام کنید و هرگز متوقف نشوید

به نظر می رسد دنیا از آن کسانی است که آستین بالا می زند و لحظه ای آرام و قرار ندارند. دنیا متعلق به کسانی است که کاری را شروع می کنند نه آن هایی که فقط آرزو می کنند، امیدوار می شوند و برنامه می ریزند و به این فکر می کنند که روزی بالاخره کاری خواهند کرد روزی که همه چیز بر وفق مراد باشد.

انسان های موفق لزوما افرادی نیستند که تصمیمات درستی می گیرند. هیچ انسانی چنین قابلیتی ندارد. اما انسان های موفق تصمیمی می گیرند و بلافاصله برای رسیدن به آن اقدام می کنند. آن ها وقتی از مسیر خارج شدند علامت ها را چک می کنند و دوباره به مسیر باز می گردند. آن ها وقتی وارد مسیر شدند مدام اطلاعات را چک می کنند و اگر لازم بود مسیر خود را تغییر می دهند. اقدام و عمل در حکم همه چیز است. در زندگی ما به مجموعه ای بی انتها از تغییرات، اصلاحات و تعدیل مسیر احتیاج داریم. برای مثال هواپیمایی که از واشنگتن به نیویورک می رود ۹۹٪  مواقع از مسیر خارج می شود. و خلبان پیوسته مسیر خود را عوض می کند و اینگونه می شود که هواپیما راس ساعت در مقصد فرود می آید.

حقیقت چیست و واقعیت کدام است؟ واقعیت این است که در زندگی تضمینی وجود ندارد. هر آن که از خیابان رد می شوید با نامطمئی مواجه می گردید. شما هرگز نمی توانید مطمئن باشید که اقدامتان شما را صد درصد به مقصد می رساند. همیشه ریسکی در کار است و هر جا ریسکی در کار باشد، ترس در میان است. کسانی که پیوسته به ریسک فکر می کنند، دیر یا زود گرفتار تردید و هراس می شوند و اضطراب بر وجودشان سایه می افکند و به آن ها اجازه فعالیت نمی دهد.

کریدور

اصل کوریدور

پژوهشگران پس از ۱۲ سال تحقیقات در کالج بابسون به نتیجه ای رسیده اند که آن را اصل کوریدور می نامند. آن ها به این نتیجه رسیده اند که رسیدن به موفقیت در زندگی همانند پیمودن یک کوریدور است. هر کدام از ما در نقطه ای تاریک از کوریدور ایستاده ایم و به تاریکی می نگریم و کوریدور را می بینیم که در فاصله ای دور از نظر ها محو می شود. پژوهشگران به این نتیجه رسیده اند که افراد موفق بدون اینکه تضمینی داشته باشند در کوریدور به راه می افتند.  آن ها علاقه مند به رخ دادن اتفاقات غیر قابل پیش بینی هستند و بر هراس هایشان که عامل خطر نکردن افراد عادی است، غلبه می کنند. کشف قابل ملاحظه این است که اگر در داخل کوریدور حرکت کنید درهای متعددی رویتان باز می شود، اما اگر توقف کنید به هیچ دری دسترسی ندارید.

قدم اول

قدم اول را بردارید

کنفسیوس می گوید: یک سفر هزار کیلومتری با برداشتن قدم اول شروع می شود. معنای این گفته این است که میزان موفقیت شما با تمایلتان برای کشف نامطمئن ها رابطه مستقیم دارد. شما باید با شجاعت در مسیر هدف به حرکت درآیید.

چندی پیش زن و شوهری پیش من آمدند. شوهر در شرکت یکی از بستگانش مشغول به کار بود و از کارش متنفر بود. میخواست کار دیگری بکند اما هیچ کس به او پیشنهاد شغل جدید نداده بود.

به او توضیح دادم که ما یک (( قانون در خلا موفقیت )) داریم، این قانون می گوید وقتی ما خلئی ایجاد کنیم، طبیعت بلافاصله آن را پر می کند. یعنی تا زمانی که او در کار فعلی اش باقی بماند، به هیچ عنوان نمی تواند سایر امکانات را ببیند. به او توصیه کردم کارش را ترک کند، اگر این کار را می کرد فرصت های جدیدی به روی او باز می شدند. اما تا زمانیکه در کار فعلی باقی می ماند، نمی توانست به فرصت های جدید را پی ببرد.

برای آگاهی از باقی این قوانین به ادامه مراجعه فرمائید.

  • نویسنده : مدیر سیستم
    • امتیاز :
    • 0
    • 0
  • تاریخ انتشار : 1397/09/28
  • تعداد مشاهده : 150 بار

آدرس : خیابان کریمخان، خیابان خردمند جنوبی، پلاک ۳۲، طبقه ششم، واحد۶۴
تلفن : ۰۲۱۸۸۸۴۴۰۳۲

ثبت انتقادات و پیشنهادات

قوانین و مقررات

شبکه های اجتماعی:

 

تمامی محتوای این سایت متعلق به ویدا پیشروان ویرا میباشد